نوبت آسمان

نوشته شده توسط عشق در هر گوشه ای افسانه ای خواند زمن در 1396/04/06  •  3 نظر »

آسمان نوبت توست

ببین بی تابم …..

می شود شب به درازا بکشد

دوست دارم که تاریکی شب ،

چون حجابی باشد …

که گناه دل من ، مخفی از صبح زمین ،

با اشک وجودم رخت بندد،برود …

 

«سایه . روشن »

یَا مَنْ فَضْلُهُ عَمِیمٌ

نوشته شده توسط عشق در هر گوشه ای افسانه ای خواند زمن در 1396/03/29  •  ارسال نظر »

من آمدم

من با همه ام آمدم با هر آنچه نامش را وجود باید گذاشت …

دلم ،دل دل کنان …ریز ریز می خندد …از آمدنش خوشحال است …حالش مثل نوعروسانی که خود را غرق در خوشبختی می بینند می داند… .

دلم ، به آینده ای خوش ،که حس می کند…روشن است …

شاید مهربانم …، چون زیاد تکرار می کند که خدای دارد به بزرگی یَا مَنْ فَضْلُهُ عَمِیمٌ.

از زندگی امام محبوبمان چه می دانیم؟

نوشته شده توسط عشق در هر گوشه ای افسانه ای خواند زمن در 1396/01/27  •  2 نظر »

 

«قدیس» داستان دلدادگی یک کشیش مسیحی است که پس از دستیابی به یک نسخه‌ی خطی تاریخی، با مطالعه آثار فراوانی از نویسندگان مسیحی و اهل تسنن، امیر مؤمنان را به نیکی می‌شناسد. نویسنده در این اثر با زکاوت و زیبایی سیری از تاریخ مظلومیت و اقتدار امیرمؤمنان علی علیه السلام را روایت کرده است.رمان «قدیس» که توسط انتشارات نیستان درباره زندگی مولای متقیان حضرت (ع) منتشر شده، تبلیغ و توزیع می‌شود.

پ.ن: امروز کتاب قدیس را خریداری کردم خیلی خوشحالم چون تعریف کتاب را زیاد شنیده بودم …

ما آدم های ساده ای هستیم

نوشته شده توسط عشق در هر گوشه ای افسانه ای خواند زمن در 1395/12/13  •  ارسال نظر »

 

ما آدم های ساده ای هستیم 

به خودمان سخت نمیگیریم

همه چیز را برای خودمان حل شده می دانیم 

مهم دویدن دنبال یک لقمه حلال است که خدا را شکر از صبح تا شبمان را وقفش کرده ایم …

خب سخت نمیگیریم مسائل پیش پا افتاده را….

همه را به خدا میسپاریم…

شد ،شد .

نشد ، هم نشد …

ماآدم های ساده ای هستیم 

فرق نمی کند کجای تاریخ ایستاده باشیم ….

کجای این کره ی خاکی زندگی کنیم ….

مهم خودمانیم …

مادرم حلالم کن

نوشته شده توسط عشق در هر گوشه ای افسانه ای خواند زمن در 1395/09/29  •  ارسال نظر »

هر چه می گذرد تازه تو را می فهمم. بندبند وجودم از درون خُرد میشود.

دلم ساییده می شود به تمام مهربانی هایت. نمیدانم در کم سو شدن

چشمانت چقدر نقش دارم. فقط می دانم با تمام کم دیدن هایت قد

کشیدم و حالا…

زبانم لال اگر بخواهم تمام قد بایستم در مقابلت و بگویم …اُف…

مادرم حلالم کن

 

1 ... 2 3 4 5 6 7 ...8 ...9 10 12 13

 
 
گالری تصاویر