عجب دنیایی میشد
عجب دنیایی میشد اگر قرار بود هر چیزی را تجربه کنیم. مثلا شعلهگاز را روشن کنیم و به این نتیجه برسیم که شعلهاش سوزان است. دوباره شعلهی دیگر را روشن کنیم و امتحان کنیم که آیا این هم سوزان است یا نه؟
شاید بخندید اما خیلی وقتها تجربهی خودمان را هم باور نداریم. همیشه گیر مصداق و امور جزئی هستیم. باور نداریم که ما در این دنیا آنقدری فرصت نداریم که بخواهیم همه چیز را تجربه کنیم.
نظر از: نردبانی تا بهشت [عضو]

خیلی قشنگ بود واقعا
من که خیلی لذت بردم از این قلم
هرچند ناراحت شدم از سرنوشت تلخ و از دست دادن کسی که عاشقش هستی
پاسخ از: سایه [عضو]

تشکر یاس کبود عزیز :)
منظورتون پست بعدی ( آرزوی بر باد رفته)ست. این فقط یک داستانه :)

سلام حرفتون درسته
اما خب یوقتایی برای آدمایی که هنوز به پختگی این تجربه های کوچیک که ضرر بزرگ نداشته باشه تجربس
پاسخ از: سایه [عضو]

هر چیزی رو نباید خودمون تجربه کنیم :)
نظر از: ریاحی [عضو]
پاسخ از: سایه [عضو]

روزگاری آمد و روز دگر سر می رسد … عمر ناچیز من هم روزی به آخر می رسد …

تو خیلی موارد وقتی بخصوص پایِ دل وسط میاد خیلی ها نه به تجربه های دیگران بلکه به تجربه های خودشون هم توجه نمی کنند و ناخنک می زنند و بعدهم که فغان وناله که چرا این شد و اون شد :))
کاش واقعن می رسیدیم با اینکه می دونیم موندنی نیستیم اما خودمون را تا ابد موندگار می دونیم .کاش قدر تک تک لحظاتمون رو می دونستیم و هزاران کاش دیگر که کاشتند اما سبز نشد خخخ
قلمت سبز سایه جاااانم :))
پاسخ از: سایه [عضو]

امان از دست دل… اوهوم می گیم به دلمون افتاده برای من فلان اتفاق نمیافته آخرش فلان نمیشه ولی می شه و چه بد که باید خودمون عمر و جوونی رو بزاریم برای رسیدن به آن چیزی که بقیه رفتن و نرسیدن و لی ما باور نداریم :(
قربونت گذر جااااان :)
نظر از: تســـنیم [عضو]

سلام سایه عزیز
آفرین ، خیلی خوب گفتی!
به دخترم میگم وقتی ی کاری را دیگران تجربه کردند و نتیجه اش را چه خوب و چه بد دیدند بهتره آدم دیگه اونو تجربه نکنه و وقتش را صرف امور دیگه بکنه ..باور کن خیلی جاها می تونیم بدون تجربه کردن چیزی، از نتایج دیگرون استفاده کنیم و موفق هم بشیم .و همینطور دیگران از تجارب و نتیجه ای که ما می گیریم .
من اصلا اینو قبول ندارم که میگن بیخیال بذار سرش به سنگ بخوره، روشن میشه . تو اگه می تونی با حرف و عمل اونو روشنش کن نذار تجربه دیگران رو دوباره تجربه کنه .
ببخشید من همش زیاد حرف می زنم (خجالت)
پاسخ از: سایه [عضو]

سلام بروی ماهت :)
خجالت چرا عزیزم من که همیشه کیف می کنم نظراتت رو میخونم :) خوشبحال دخترت که یه همچین مامان مهربون و صبوری داره :)
فرم در حال بارگذاری ...