22
آذر

بهترین مادربزرگ دنیا

حوصله‌اش نبود که از پله ها بالا برود اما مجبور بود. دوباره همان برگه‌ی همیشگی را روی آسانسور دید«آسانسور خراب است». از برگه عکس گرفت و استوری گذاشت و نوشت امروز هم مثل همیشه. با پا محکم به در کوبید. کیفش که با کتابهای که از کتابخانه امانت گرفته بود… بیشتر »

free b2evolution skin
21
آذر

به نام من به کام دیگری

قبلا هم دعوت شده بودم برای سخنرانی اما این بار مدلش فرق می‌کرد. البته فکر نکنید که من خیلی سخنران هستم نه اصلا! از درد بی کسی مجبور می‌شوند من را دعوت کنند. نمی‌گویند اما من از چشم هایشان می‌خوانم. سواد هر چیزی را که نداشته باشم سواد چشم‌ها را خوب… بیشتر »

free b2evolution skin
14
آذر

حالا انگار چی شده :)

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربان هیچ کس نبود. دختری بود به نام سایه که دروبلاگستانی روزگار می‌گذراند. این وبلاگستان برایش سرزمین رویایی بود که با هیچ کجای مجاز آباد برابری نمی‌کرد. در آنجا دنیایی داشت پروانه‌ای و رویایی. روزها صبح خروس خوان کلیک… بیشتر »

free b2evolution skin
15
آبان

گیرم هوای پر زدنم هست! بال کو...

از دیشب یک ریز در گوشش می‌خوانم دختر همیشه که نباید همه چیز خوب باشد! گاهی دنیایی صورتی دخترانه و دست نخورده‌ات باید بهم بریزدتا تو خودت را دو دستی دست خدا بسپاری و بگویی از حالا به بعد با خودت… خودت می‌دانی و یک دنیا دلتنگی من! اما سایه گوشش… بیشتر »

free b2evolution skin
15
آبان

باور کن عشق زیباست....

جوانتر که بودم پُر از شور و نشاط بودم. حالا که به عقب برمی‌گردم خودم متوجه پژمرده‌شدنم می‌شوم. گاهی دلم برای آنروزها که غرق در رویاهای کوچک و بزرگ بودم تنگ می‌شود. برای تمام بچگی‌هایم و بلند پروازی‌هایم. برای تمام کله شقی‌هایم. دیروز دوستی به من گفت خوش… بیشتر »

free b2evolution skin