10
مهر

چقدر زیاد نیستی...

روباه گفت: چقدر زیاد نیستى

شازده کوچولو گفت:
من كه همیشـه پيشتم …
روباه گفـت:
وقتى دلت پیش من نیسـت
یعنى خیلى زیاد نیستى..!!!

سایه نوشت: چقدر زیاد نیستی. من در میان انبوهی از سکانس‌های زندگیم فقط نبودنت را و جایی خالی‌ات را می‌بینم. خیال بودنت را می‌بافم. گندمی را به رسم عادت در گلدان دلتنگی‌هایم به یاد تو می‌گذارم. امروز زمین هم دلتنگیم را تاب نیاورد تمام تنش لرزید. نبودنت کار دستم می‌دهد.  شهری را ویران می‌کنم…


free b2evolution skin
9
مهر

منتظریم!

 نشسته‌ایم

من و تنهائیم

منتظریم!

برگردد سایه‌ی رفته‌ی زندگیمان!

 

سایه نوشت:

پیش‌آ

بیا در سایه‌هامان بخزییم…

                                                  سهراب


free b2evolution skin
8
مهر

یادداشت روز  :)

توضیحات مربوط به #یادداشت روز را خواند. احسنتی هم زیر لب گفت. اما ایراد هم گرفت که استاد مسئلتون، اینکه همان پیشنهاد شبکه است. @فرهنگ‌سازی‌فضای‌مجازی هم توجیه‌ش کرد که نه این با آن فرق دارد و خلاصه. همان روز در پستی جداگانه با این مضمون منشن شد که دوستان لطفا یادداشت روز را جدی بگیرید. سایه هم بدون هیچ آینده نگری و با همان جوگیری همیشه‌گی‌اش کامنت گذاشت که:

باسلام و احترام

انشاءالله حتما

ما یادداشت روز را جدی می‌گیریم انشاءالله که اوهم مارا جدی بگیرد.

خلاصه از خدا که پنهان نیست از شما کوثرنتی‌هاو مجاز آبادی‌ها چه پنهان که سایه تا به‌حال مطلبی با هشتگ یادداشت روز نداشته. دقیقا سه ماه از این کامنت سایه می‌گذرد. دنیای سایه منهای مشارطه و مراقبه و محاسبه است. موجودی است عجیب اما دوست داشتنی و آمیخته به خود شیفتگیه اکتسابی. از هفت دولت آزاد است. اما روزگار عجیب‌تر از سایه است، مچ گیر خوبی است. امروز که #یادداشت روز را می‌خواند یادش زنده شد به کامنت سه ماه پیش که قرار بود جدی بگیرد. سرش داغ شد. گر گرفت. تیله‌ی چشمانش گرد افتادند جلوی پایش. گفت وای برمن! کلی ریچار بار خودش کرد که فلان فلان شده تو که برای شخص شخیصت سروده‌اند:« تنبل نرو به سایه، سایه خودش میایه»(با لهجه 🤓) پس چرا ارد ناشتا میدهی؟ حالا نشسته زانوی غم بغل کرده. بغ کرده. طوماری از قولها که داده و عمل نکرده، حرفهای که زده و عمل نکرده را لیست می‌کند. بلک لیستی شده دیدنی. دق می‌کند زیر بار این همه حرفی که پشتش عملی نبوده. حرفی که از سر نمی‌دانم چه گفته و حالا مانده که چرا گفته؟ تا صبح زنده بماند شانس آورده چون بعد از حرفهای که به خلق‌الله گفته و عمل نکرده، می‌رسد به خود خود خدا و الفاتحه.

سایه نوشت: فقط یه سوال واقعا دولت مردا چجوری خوابشون می‌بره؟ فوق تصور سایه‌‌ست. من بودم خفه شده‌ بودم زیر بار این همه مسئولیت. فقط حرف، حرف و عمل هیچ. چطور زنده هستن خدا می‌داند و بس.


free b2evolution skin
4
مهر

How impatiently I want you

وجب به وجب دلتنگی‌هایم

معطر به یاد توست….

 

سایه نوشت:

              !How impatiently I want you


free b2evolution skin
3
مهر

سایه بسلامتی دست کج شده ...

 وقتی همه چیز یهو تمام می‌شه، خودت دوست داری بنویسی ولی دستت به نوشتن نمیره. ذهنت قفل میشه.  وای منِ سایه  اینقد خودمو داد می‌زنم  تا یه روزی شما رو خسته کنم. بیام ببینم برام کامنت گذاشتین سایه میشه ننویسی  لدفاً :)

 اینا رو گفتم تا به اینجا برسم که، سایه بسلامتی دست کج شده. البته نه به اون معنا که شما فکر می‌کنید. یه سرقت ادبی کوچیک. اصلا سرقت ادبی هم نیست….امروز به وبلاگ دوستان سر زدم. بعضی از جملاتشون به دلم نشست. یعنی چسبید و الا همه‌ی مطالبشون به دل می‌شینه.  گفتم بزارم اینجا شما هم دلتون چسب چسبی بشه:)

ماهی ها به دریا بر می گردند ، خیلی زودتر از اونی که فکرش را بکنی…

عزیزی بود که دیوانگیم را هر شب ،آخر شب از من به بهایی گزاف میخرید.گمش کردم…دیگر نمیدانم کجاست…حال این دیوانگی سرریز کرده.خواستم با ملت به اشتراک بگذارم .

 

سایه نوشت: دوست داشتید مطالب رو کامل بخونید ضرر نمی‌کنید.


free b2evolution skin