یادداشت روز  :)

نوشته شده توسط عشق در هر گوشه ای افسانه ای خواند زمن در 1397/07/08

توضیحات مربوط به #یادداشت روز را خواند. احسنتی هم زیر لب گفت. اما ایراد هم گرفت که استاد مسئلتون، اینکه همان پیشنهاد شبکه است. @فرهنگ‌سازی‌فضای‌مجازی هم توجیه‌ش کرد که نه این با آن فرق دارد و خلاصه. همان روز در پستی جداگانه با این مضمون منشن شد که دوستان لطفا یادداشت روز را جدی بگیرید. سایه هم بدون هیچ آینده نگری و با همان جوگیری همیشه‌گی‌اش کامنت گذاشت که:

باسلام و احترام

انشاءالله حتما

ما یادداشت روز را جدی می‌گیریم انشاءالله که اوهم مارا جدی بگیرد.

خلاصه از خدا که پنهان نیست از شما کوثرنتی‌هاو مجاز آبادی‌ها چه پنهان که سایه تا به‌حال مطلبی با هشتگ یادداشت روز نداشته. دقیقا سه ماه از این کامنت سایه می‌گذرد. دنیای سایه منهای مشارطه و مراقبه و محاسبه است. موجودی است عجیب اما دوست داشتنی و آمیخته به خود شیفتگیه اکتسابی. از هفت دولت آزاد است. اما روزگار عجیب‌تر از سایه است، مچ گیر خوبی است. امروز که #یادداشت روز را می‌خواند یادش زنده شد به کامنت سه ماه پیش که قرار بود جدی بگیرد. سرش داغ شد. گر گرفت. تیله‌ی چشمانش گرد افتادند جلوی پایش. گفت وای برمن! کلی ریچار بار خودش کرد که فلان فلان شده تو که برای شخص شخیصت سروده‌اند:« تنبل نرو به سایه، سایه خودش میایه»(با لهجه 🤓) پس چرا ارد ناشتا میدهی؟ حالا نشسته زانوی غم بغل کرده. بغ کرده. طوماری از قولها که داده و عمل نکرده، حرفهای که زده و عمل نکرده را لیست می‌کند. بلک لیستی شده دیدنی. دق می‌کند زیر بار این همه حرفی که پشتش عملی نبوده. حرفی که از سر نمی‌دانم چه گفته و حالا مانده که چرا گفته؟ تا صبح زنده بماند شانس آورده چون بعد از حرفهای که به خلق‌الله گفته و عمل نکرده، می‌رسد به خود خود خدا و الفاتحه.

سایه نوشت: فقط یه سوال واقعا دولت مردا چجوری خوابشون می‌بره؟ فوق تصور سایه‌‌ست. من بودم خفه شده‌ بودم زیر بار این همه مسئولیت. فقط حرف، حرف و عمل هیچ. چطور زنده هستن خدا می‌داند و بس.

 
 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ